جعفر شهرى باف
472
طهران قديم ( فارسى )
كوچه يا بازار به ديوار مىكشيدند و اگر امكان اين كار نبود و كسبهاى در اطرافش بودند ، لنگها را از جرز به داخل راهرو دو طرف پلههاى ورودى مىآويختند و نشانهء حمام زنانه كه معمولا پيوسته به حمام مردانه و درش دور از كوچه و گذرگاه عام و مستور از ديد نامحرم بود ، پردهء ضخيمى بود كه جلو آن مىآويختند . در اين حمامها از دو لنگه تختهء ضخيم به عرض و قد يك ذرع و دو ذرع با چفت و بست و ( ريزه ) ى « 2 » زنجيرى و گلميخهاى درشت بود كه بين دو جرز آجرى نصب شده بود و سردر هلالىشكل گچبرى شدهاى جهت حمامهاى مردانه بود كه بر آنها تصويرهائى از رستم و سهراب و ديو سفيد و اشكبوس يا شير و خورشيد و مثل آن نقش شده بود ، در نمودار خاصيت حمام برو كه آن را مانند اين پهلوانان تندرست و گردنكلفت و زورمند ميگرداند و دستاويزى جهت متلك به « جوجه مشدى » هاى بىبخار و گردنكلفتهاى بىاثر كه آنها را « رستم و شير سردر حمام » بخوانند و سردر حمام زنها ، در هلالى آن به جاى گچ و رنگ و تصوير ، زنبيل كاهگل و كاسه و كوزه قلقلك « 3 » شكسته آويخته ميشد كه نظر بيننده از حمام و داخل آن و از آيندگان روندگان او منعطف آنها شده انحراف توجه بكنند . مدخل يا راه ورود مدخل حمام شامل پلههاى چندى به طرف پائين در ارتفاع دو وجب و زيادتر از آجر ( هره ) « 4 » كرده بود كه از بعد از هر چند پله ، پاگردى جهت رفع خستگى در آن تعبيه شده بود و در آخر پلهها درى كه راهرو را از سربينه جدا مينمود ، در يك لنگهاى از چوب و تخته ، بدون شيشه ، كه با فنر يا تكه كش لاستيك مهار و جفت و جزم شده مانع خروج حرارت سربينه به خارج مىگرديد . بعد از اين پاگرد سربينه بود كه يك طرفش تخت و دستگاه حمامى
--> ( 2 ) . حلقه پايهدارى كه پايههاى آن داخل چوب شده از سوى ديگر چوب بيرون مىآمد و برگردان شده چفت به آن مىافتاد . ( 3 ) . قلقلك بر وزن روروك كوزهء آبخورى سفالين كه در تهران مرسوم بود و با جلو نسيم قرار دادن آب را خنك مينمود . ( 4 ) . آجرهاى ازنر ( ايستاده ) كنار هم قرار دادن .